فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

443

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

مقدار كمى آب كه يكى از پيشخدمتهاى سفير در كيسه‌اى چرمين ريخته بود آزموديم . سفير از همين حرارت فوق‌العادهء آب و بلندى خارق‌العادهء موجها حدس زد كه در قعر دريا زمين‌لرزه‌اى رخ داده است ، چنان كه در طوفانهاى مهيب چنين اتفاقى مىافتد . سفير برحسب عادت امروز نيز در راهرو كشتى قدم مىزد . با آنكه كشتى كوچك بود راهروى بسيار وسيع و گود داشت چنان كه موج چوبهاى كف آن را مىسود . تهاجم امواج سفير را ناگزير كرد به اطاق خود برگردد اما هنوز نرسيده بود كه موجى بزرگ از كنارهء مجاور برخاست و با صدائى وحشتناك چوبهاى كناره و كف راهرو را خرد كرد چنان كه اگر سفير پيش از حركت از گوآ ضعف راهرو را پيش‌بينى نكرده دستور تقويت دو چوب حمال آن را با تسمه‌هاى آهنين نداده بود خطرى عظيم كشتى را تهديد مىكرد . نزديك ساعت ده صبح ، باد شمال كه تاكنون از آن بهره مىگرفتيم ايستاد . آسمان در جنوب كاملا پوشيده از ابر مىنمود بهمين‌سبب ملاحان همهء بادبانها جز بادبان بزرگ را فرود آوردند زيرا حدس مىزدند كه به زودى طوفانى آغاز شود . كمى قبل از ساعت يازده بادى بىنهايت شديد ، توأم با موجهاى وحشتناك وزيدن گرفت چنان كه كشتى را نيمه واژگون بسوى شمال برگردانيد . ناخدا و ديگر ملاحان كه تصور مىكردند از كانال خارج شده‌ايم و نزديك جزيرهء سن‌لوران هستيم با اطمينان از پيشرفت بسوى جزيره و اين‌كه مجبور به بازگشت نشويم از هيچ اقدامى فروگذار نكردند و چون معتقد بودند كه طوفان عنقريب خواهد نشست دريا را به طرف شرق دور زدند اما شدت باد و امواج بقدرى بود كه ناچار به زودى بادبانهاى بزرگ را فرود آورده به دكل خميده اكتفا كردند و پشت كشتى را مقابل باد قرار دادند . شدت و خشونت باد دم به دم افزون مىشد و با اينكه چهار ساعت بيشتر از ظهر نگذشته بود آسمان چنان از ابر پوشيده شد كه گفتى شب تاريك است . در اين موقع رگبارى شديد با غرشى چنان درگرفت كه بيشتر به زلزله شبيه بود تا توفان . همه تصور مىكرديم كه پس از اين طوفان شديد باران بند خواهد آمد ، اما درست عكس آن اتفاق افتاد زيرا به نظر مىآمد كه